عاشقانه
در آغوشم بگیر این بار بی پروا تر از قبل نگهدارم میان مرز دستانت لبانم را ببوس و مست مستم کن و نگذار از لبانم عشق بگریزد تنم را داغ و سوزان کن تو با هرم نفس هایت و کاری کن که آرامش بگیرد جان بی تابم در آغوشم بگیر این بار بی پروا تر از قبل و بگو که مال من هستی و بگذار از وجودت کام جویم ٫ جان بگیرم کنارم باش تا فردا و فرداها مرا از کل این دنیا فقط چشمان تو کافی است مرا از کل این دنیا نگاه عاشقت کافی است اشک شوقی بر جاده ی قلبت قدم نهادم و پرچم عشق را در بلندای آن قرار دادم تا هوا خواهانت بدانند که تیر عشقت بر قلبم نشسته است ... برای او که وسعت قلبش اندازه ی تمام عاشقانه های روی زمین است . به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد که تورفتی ودلم ثانیه ای بند نشد لب تو میوه ممنوع ولی لب هایم هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر هیچ کس هیچ کس این جا به تو مانند نشد هر کسی در دل من جای خودش را دارد جانشین تودر این سینه خداوند نشد خواستند از تو بگویند شبی شاعر ها عاقبت با قلم شرم نوشتند نشد آنقدر بوسیدمش تا خسته شد خسته از بوسیدن پیوسته شد ![]()
مهربانم تو بگو بعد از تو از کدام دریچه ی آسمان به تماشا بنشینم و با کدام واژه عشق را معنا کنم ؟ بی تو همه ی فصلها خاکستری و همه ی ستاره ها خاموشند. کیفر شکستن دل من چند جاده غربت و چند آسمان تنهایی است باور کن من هنوز هم به قداست چشمان تو ایمان دارم![]()
![]()

![]()
کاش میشد عشق را تقسیم کرد مثل تک شاخه گلی تقدیم کرد

![]()
خواست تا لب بر شكوه وا كند لب نهادم بر لبش تا بسته شد
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |



